![]() |
![]() |
|
|
Hangman Gunnar Ekelof What will you do with my arms? Hack off this one Hack off the other My eyes look at you You have raped me I don’t remember it I thought only that it was strange Now you are going to hack of my feet first one and then the other And you see that my eyes live Hack a little higher on the thigh you see my eyes are still alive Well What do you say, hangman dose this give you pleasure? جلاد گونار اكلوف چه مي كني با دست هايم؟ اين را بزن بعد هم يكي ديگر چشمانم نگاهت مي كنند. احساسي عجيب دارم و جز آن چيزي به ياد نمي آورم از تجاوز تو حالا كه پاهايم را مي بري به ترتيب و مي بيني نگاهت مي كنند چشمهايم. محكم تر مي زني به آنچه كه مانده چشمان من اما هنوز هم زنده... خوب حالا تو بگو جلاد كيفور شده اي نه؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 22:17 توسط سیما رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
متن همیشه مسافر است Searchlight Phoenix سورئالیست مهدیه عباس پور لحظه عبور |
|
RSS
|