![]() |
![]() |
|
|
صبح ها که می روم سرکار خورشید از روبه رو به ام می تابد بعد از ظهرها که برمی گردم از پشت سرم. فرقی نمی کند. همیشه می توانم لکه های خون خشک شده را روی آسفالت ببینم.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:43 توسط سیما رحیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندها |
|
متن همیشه مسافر است Searchlight Phoenix سورئالیست مهدیه عباس پور لحظه عبور انجمن حمایت از کودکان کار مريم روزهاي من ترنج احسان عابدي |
|
RSS
|